"سفره‌ی اطعام "به بهانه‌ی روز مهندسی

پیشتر به زادروز و سالگشت، سالگره هم می‌گفتند. وجه تسمیه‌ی آن گویا چنین بوده که ریسمانی را به یادبود چیزی یا کسی، سال به سال گره می‌زدند.

پیشتر به زادروز و سالگشت، سالگره هم می‌گفتند. وجه تسمیه‌ی آن گویا چنین بوده که ریسمانی را به یادبود چیزی یا کسی، سال به سال گره می‌زدند. ریسمان یا رسن جایی نگه داشته می‌شد که یاد و حافظه‌ی کسانی شود. حالا سالیانی‌ست که قرعه به نام خواجه نصیر افتاده و انتسابش به روز مهندسی شده باعث تفاخر و پاسداشت. حالا پاسداشت چی که می‌شود این حرفهای من. بیاییم یک به یک گره بزنیم. بالاخره کسی پیدا می‌شود که به این گره‌ها نگاه کند. شاید هم بازشان کرد.

جالب است و نمی‌دانم که چرا در جامعه‌ای که نقد و گونگونیِ تفکر حمل بر تلون عقیده می‌شود هر روزه تعابیر رنگ عوض می‌کنند؟ به واقع تعریف مهندسی امروزه روز چیست؟ ای همه‌ی کسانی که مخاطب این نوشته هستیم چه کار قابل دفاع مهندسی با هر تعریفی کرده‌ایم. خستگی ناشی از کار، کجای اوقات فراغت ماست. ما محصول درهم ریزی تعاریف و شئوناتیم. چند نفر از ما چهره‌ی بنّایی که - دست به کمر- دارد به سنگفرش دوغاب ریخته‌اش نگاه می‌کند را به خاطر داریم. ما محصول درهم ریزی توافقاتیم.

شما که غریبه نیستید. الحمدالله هم که کسی وقت گرانبهایش را خرج خواندن این طُرَحات نمی‌کند. کافیست تأثیر رفتارمان را بر جوانانی که دم در کانون ایستاده‌اند نگاه کنیم. انگار بعد جنگ جهانی دوم است و ما آلمانی‌های شکست خورده‌ایم. آنهایی که با گوبلز و هیتلر شام می‌خوردند آن روز شعار می‌دادند که همه مقصریم. اما نه، همه مقصر نیستند. کما اینکه همان وقت هم همه مقصر نبودند. آیا می‌شود این یازده‌هزار عضو را متقاعد کرد که مدیریت دوهزار پروژه را به عهده بگیرند؟ آیا اصلن این توانایی را در خودشان سراغ دارند؟ دلالی معنای چندان متوسعی ندارد. جمع و جور کردن چند کاغذپاره به اسم نقشه و چندتا امضا و خوابیدن پای مبلغ پایان کار، نامش چیست؟ مقصر کیست؟ خُب بله. دولت و اقتصادی که متولیش دولت است بشود تقصیرکار عمده. ولی ارزش افزوده‌ای که نام مهندس با خودش یدک می‌کشد کجای کار است؟ اعتماد به نفسی که محصول ساختنِ از هیچ است کجا رفته؟

ما درگیر بازی‌ای شدیم که پیچیدگیش از صراحت عنوانمان بیشتر است. درگیر جیفه‌ای که با کار به دست نمی‌آید. تحقیر می‌شویم به دلیلی که خود خواسته‌ایم نه به ما تحمیل کرده باشند.

من عمیقن باور دارم که نظام مهندسی جمعیت مهندسی کشور را نمایندگی نمی‌کند. تمام وجاهتش از حمایتی‌ست که دولت پشت‌بند قانونی به آن زده است. سرریز توانایی مهندسی از این سازمان به بنایی دوهزار متری هم نمی‌رسد. دوستی درست می‌گفت. نظام در این چندسال مایملک کسانی‌ شده است که مهندس نیستند. نظریه پرداز هم نیستند. آدم بروکراتیک هم نیستند. نظام مایملک کسانی‌ست که دارند ازش نان می‌خورند. نه قرار است در این مکان فعالیت اعتلایی صورت بگیرد و نه قرار است آجری روی آجر گذاشته شود. عنوان مهندسیش هم برای تعین امضاست. می‌شد جای مهندس گفت کارگزار، کارچاق‌کن، کاردرست. هیچ فرقی نمی‌کند. از نگاه این دوستان همه چیز مهم است تا زمانی که مهم نباشد. اهمیت در ربطِ علی رفتار و درآمد، خودش را تعریف می‌کند. ما محصول تحقیری هستیم که خودمان به آن دامن زده‌ایم. تحقیری که از درهم ریزی تعاریف، شئونات و کلنگی بودن توافقاتمان حاصل شده است.

روابط مهندسی حاصل اضطراب‌ها، وفاداری‌ها، خواندن‌ها، فروتنی‌ها، یادگرفتن‌ها و یاد دادن‌ها و اخلاقیاتی‌ست که یادشان هم غرورآفرین است.

به هر صورت، سفره که نام اطعام دارد برای همه پهن است. روز مهندس مبارک برادر جان!

نویسنده: امضا محفوظ



پايان مطلب: 1395/12/04         تعداد بازدیدازخبر: 784   مرتبه



ثبت نظر درباره این مطلب
نام شما:
موضوع:
نوع ارسال:
شرح نظر:
حاصل عبارت:    =  5  *  1

   


مـهمترین اخـبار  

چک لیست رای دادن
یادمان باشد؛ رای دادن اول راه است.
رقابت بر سرِ مبانى فكرى و يا شگردهاى انتخاباتى
بار ديگر فصل انتخابات فرا رسيده است و مهندسان استانهاى كشور براى انتخابى ديگر مهيّا مى شوند، انتخابى كه مقدرات مهندسى و مهندسان ....
گاف بزرگ وزارت راه و شهرسازی
گاف بزرگ وزارت راه و شهرسازی/ورود سازمان بازرسی به دعوای آخوندی و سازمان نظام مهندسی

اخبارحوزه ساختمان