اخلاق عمومي، اخلاق خواص، اخلاق حرفه اي PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط محسن بهرام غفاري   
يكشنبه 04 تیر 1391 ساعت 22:26

 

بنام خدا

اخلاق عمومي، اخلاق خواص، اخلاق حرفه اي                                  محسن بهرام غفاري

مجموعه اي از ارزش هاي مثبت و منفي كه به رفتارهاي آدميان نسبت داده مي شود « نظام اخلاقي » [1] را تشكيل مي دهد. رفتار شامل اعمال و گفتارهاست. نظام اخلاقي هايي كه جامعه آن را معتبر مي داند اخلاق عمومي [2] (همگاني) آن جامعه محسوب مي شود ومعيار و مـلاك ارزش گذاري رفتار اعضاي جامعه از طريق انتساب ارزش «نيك» يا  «بد» يا «خنثي»   به رفتارها است. اصول كلي نظام هاي اخلاقي در اغلب جوامع انساني مشترك و يكسان است و درجزئيات غيرمهم تفاوت هايي بين آنها وجود دارد كه تابع شرايط اقليمي ، فرهنگي و تاريخي است. هرچه از جوامع ابتدايي به سمت جوامع پيچيده فعلي پيش مي آييم در اثر مبادلات بين جوامع و حركت آنها به سمت جامعه واحد جهاني ، اصول اخلاقي مشترك جانشين نظام هاي اخلاقي قبيله اي و بسته اوليه  مي شود و بالطبع نظام اخلاقي جهاني واحدي را بوجود مي آورد.

بنيان اكثر احكام ديني و قوانين عرفي را اخلاق تشكيل مي دهد .  در رهگيري تغييرات قوانين در طول تاريخ و بررسي نسبت قانون با اخلاق مشخص مي شود كه دايره قانون ودايره اخلاق دو دايره متداخل  هستند كه بخش اعظم[3] دايره قانون در درون دايره اخلاق قرار دارد و قطعه اي از آن را تشكيل مي دهد. بعبارت ديگر اخلاق، قانون عرفي  و نانوشته است و قانون، اخلاق ِ نوشته. احكام اخلاقي به ميزاني كه قابليت تبديل به قانون الزام آور   پيدا مي كنند متناسب با شرايط زماني و مكاني بر آن  لباس قانون پوشانده مي شود و پا به دايره قانون مي گذارد و هر مقدار از آن كه هنوز چنين قابليتي نيافته كماكان در دايره اخلاق باقي مي ماند.

تغيير در شيوه هاي زندگي آدمي ضرورت هاي اخلاقي نويني پديد مي آورد و بسياري از رفتارهاي جديد خلق مي كند كه بسته به اصول اخلاقي حاكم برجامعه داراي ارزش هاي مثبت، منفي يا خنثي مي شود. پديده هاي نو همزمان با ارزش آفريني هاي تازه بقاي پاره اي از ارزش هاي اخلاقي موجود را غيرضرور نموده و آنهارا نسخ مي كند، درست مانند قوانين كه ناسخ و منسوخ پيدا مي كنند نظام هاي اخلاقي نيز مجموعه هاي ارزشي پويايي هستند كه به تناسب پيشرفت بشريت دستخوش تغيير و تحول مي شوند.

يكي از شاخص ترين و مؤثرترين عواملي كه موجب زايش ارزش ها و نظامنامه اي اخلاقي جديد شده يا مي شوند  پيشرفت علوم و فنون و بكارگيري روش ها و تكنولوژي هاي جديد توليد و خدمت است كه مستمرا"  به فهرست الزام هاي اخلاقي مي افزايند البته اين پديده هاي جديد به ندرت در اصول ارزش هاي اخلاقي كه پايه نظام هاي اخلاقي را تشكيل مي دهند تغيير وارد مي نمايند. امانتداري، وفاي به عهد، راستگويي و راست انديشي، پرهيز از آزار ديگران و ده ها اصل اخلاقي ديگر ارزش هاي نسبتا" ثابتي را تشكيل مي دهند كه به سهولت دستخوش تغيير نمي شوند اما پديده هاي جديد و راه و رسم هاي تازه در سلوك بين انسانها تنها مصاديقي جديد از كاربرد ارزش هاي اصولي ثابت را پيش مي آورند. مثلا" تا پيش از تدوين علم طب و پديد آمدن حرفه پزشكي كه معالجه بيماران بوسيله كاهنان و جادوگران قبيله انجام مي شد ارزش هاي اخلاقي و پرنسيب هايي كه طبيبان در ارائه خدمت خود مي بايستي به آنها پاي بند باشند (و در سوگندنامه بقراط آمده است) موضوعيت پيدا نكرد. همين گونه است در مهندسي، حسابداري، وكالت ، قضاوت، مشاغل نظامي و ساير حرفه هاي تخصصي.

خصوصيت حرفه هاي تخصصي موردنياز مردم اين است كه شاغلان به آنها به دانش و مهارتي مجهز هستند كه اولا" موردنياز جامعه است، دوما" ساير مردم به رموز آن آگاهي ندارند و بهمين دليل قادر به تشخيص نيك و بد انجام آن نيستند و فقط زماني از نيك و بد آن مطلع مي باشند كه نتايج كار مشخص شده و در بسياري موارد حتي سالها بعد نتايج آن مشخص نمي شود. براي چنين مواردي جامعه به منظور صيانت از سلامت، امنيت و جان و مال اعضاء خود قوانين عام وضع مي نمايد و سازوكارهايي در آن قوانين پيش بيني      مي نمايد تا  حرفه مندان را در قبال نتايج حاصل از نيك و بد رفتار حرفه اي خود پاسخگو نموده و مكلف به پرداخت غرامت نمايد. اين ها مجموعه قوانين مربوط به «مسئوليت     مدني و جزائي حرفه اي» را تشكيل مي دهند اما اين سازوكارها لازم اند ولي كافي نيستند  زيرا اولا" زماني اين سازوكارها وارد صحنه مي شوند كه حرفه مند كار خود را انجام داده و نتايج آن آشكار شده و يا حتي گاهي نتايج آن معلوم نيز نمي شود (مثل ميلگرد   ناكافي در اعضاي يك پل) بنابراين در صورت وجود عيب ونقص در توليد يا در خدمت تخصصي امكان پيشگيري يا اصلاح وضعيت نيز بسيار محدود و گاه نامقدور مي شود، دوما" در بسياري موارد پرداخت غرامت جبران كامل خسارتي كه به خريدار كالا و خدمت وارد آمده را نمي نمايد. پس نياز به مكانيزم هاي پيشگيرانه بصورت كنترل دروني وجود دارد كه پيش از توليد نادرست و ارائه خدمات ناقص ارائه كننده را مكلف به رعايت اصول و استانداردهاي قابل قبول آن توليد و يا خدمت بنمايد. اين مكانيزم نه تنها خواست جامعه است بلكه خواست صاحبان همان حرفه نيز هست ، زيرا اولا" حرفه مندان شرافتمند خود از وجود از همكاراني كه در ارائه خدمت خود مسامحه و بي مبالاتي مي نمايند بسيار ناخوشنودند و آنان را عامل بي اعتباري حرفه مي دانند و گاه بيشتر از جامعه نسبت به آن حساس هستند، دوما" صاحبان حرفه براي آنكه بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند نيازمند جلب اعتماد كامل جامعه هستند و بايد از شئون حرفه اي خود صيانت بعمل آورند. بهمين منظور اهل حرفه مبادرت به استقرار مكانيزم هاي «خويش انضباط»[4] براي پايش [5] دائمي محيط حرفه و پالايش[6] مستمر آن مي نمايند. اين مكانيزم ها ي خويش انضباط و خويش پالا داراي اركان و اجزائي هستند كه اصلي ترين آن ها را نظامنامه اخلاقي داخلي (هم درون فردي و هم درون حرفه اي)  تشكيل مي دهد . كارويژه اصلي اين مكانيزم برقراري نظام تنبيه و تشويق است ، يعني مجازات كساني كه الزامات رفتار حرفه اي اخلاقي [7] و درست را نقض مي نمايند (تنبيه بازدارنده) و در موارد نادري دادن پاداش به آناني كه الزامات مذكور را با دقتي فراتر از همگنان رعايت مي نمايند (تشويق برانگيزاننده). اين سازوكار داخلي به استحكام اعتماد جامعه نسبت به صاحبان آن حرفه مدد مي رساند و داراي نفع [8] دوسويه است، از يكسو به نفع جامعه است چون محصول بهتر و خدمات مطلوب تري بدست مي آورد و احساس امنيت بيشتري مي كند و از جانب ديگر به نفع   حرفه مندان است كه منزلت اجتماعي بالاتري  بدست مي آورند و خدمت و محصول خود را با اطمينان بيشتري به جامعه عرضه مي نمايند.

درخصوص تفاوت هاي بين اخلاق حرفه اي (اخلاق خواص) با اخلاق همگاني (عمومي ) بحث هاي نظري فراواني وجود دارد كه دراينجا وارد آن نمي شويم اما براي روشن تر شدن ويژگي اخلاق حرفه اي در مقايسه با اخلاق عمومي به چند تفاوت اصلي آنها مي پردازيم:

1- اخلاق خواص (مثلا" اخلاق حرفه اي) در اصول با اخلاق عمومي مشترك است ولي در مصاديق و انطباق آنها با اصول تفاوت هايي وجود دارد و اخلاق خواص مصداق هايي  بر فهرست مصاديق رفتاري اخلاق عمومي مي افزايد.

2- در مصاديق گاهي بين اخلاق حرفه اي و اخلاق عمومي تعارضاتي پيش مي آيد.  مثلا" اخلاق عمومي دفاع از يك راهزن را قبيح مي داند اما اخلاق حرفه اي در شغل وكالت، دفاع قانوني را براي وكيل آن شخص تكليف اخلاقي مي داند و او را موظف مي كند كه حداكثر تلاش را با صداقت كامل براي گردآوري دلائل، شواهد و راهكارهاي قانوني بنفع وي بعمل آورد. اخلاق وكالت چنين رفتاري را بدليل آنكه بنفع عادلانه تر كردن دادرسي است در زمره اعمال نيك مي داند. در صورتيكه اخلاق عمومي چنين تلاشي را تأييد نمي كند .

برعكس آن نيز وجود دارد، مثلا" استفاده از اسپري هايي كه تخريب لايه اوزونرا تشديد مي كند از نظر ا خلاق عمومي رفتاري غيراخلاقي محسوب نمي شود ولي در جامعه حرفه مندان طرفدار حفظ محيط زيست همين عمل مغاير با اخلاق حرفه اي شناخته مي شود.

3- با وجود تعارض مورد اشاره در بند فوق، در مجموع اخلاق خواص (مثلا " اخلاق حرفه اي) سخت گيرتر از اخلاق عمومي است. غذا خوردن در كنار خيابان براي تمام اشخاص امري مباح و مجاز است اما در نظامنامه رفتار حرفه اي نظاميان يونيفرم پوشيده و يا قاضيان دادگستري همين عمل رفتاري غيراخلاقي قلمداد شده است. كشيدن بزرگراه در داخل يك بافت مسكوني بدون پيش بيني تدابيري براي عبور و مرور ايمن معلولان، كودكان و سالمندان موجب افزايش خطر تصادف و مرگ براي آنان است. اين عمل براي پيمانكار عمليات خاكي اخلاقا" امري مباح و مجاز محسوب مي شود اما براي گروه مهندسي تهيه كننده طرح هندسي و راهسازي راه و طرح تفصيلي منطقه عملي كاملا" مغاير با اخلاق حرفه اي محسوب مي شود.

4-  مصاديق مشمول نيك وبد در اخلاق حرفه اي  شفاف و بدون ابهام  است و تماما در متن نظامنامه هاي اخلاق حرفه اي به روشني منعكس است، در حاليكه مصاديق اخلاق عمومي مورد توافق همگان نبوده و در جائي فهرست كامل آن ذكر نمي شود . بنابراين تكليف اشخاص در رويارويي با حرفه مندان از حيث موازين اخلاقي اي كه به اعتبار حرفه خود بايستي رعايت كنند روشن تر است تا از حيث اخلاق عمومي اي كه به آن ملتزم است.  همه مي توانند بدانند كه وقتي به يك مهندس يا پزشك مراجعه مي كنند از نظر حرفه چه رفتاري براي آن مهندس يا پزشك مجاز، چه رفتاري ممنوع و چه رفتاري واجب است اما به سهولت نمي توانند دريابند كه تلقي واعتقاد آن پزشك يا مهندس از تكاليف اخلاقيش بموجب اخلاق عمومي  چيست و خود را فردا به چه رفتاري از اخلاق عمومي (يافردي)  پاي بند مي داند.

5- اخلاق عمومي در بخش هايي كه تبديل به قانون نشده داراي وجه الزام و ضمانت اجرا نمي باشد در صورتيكه اخلاق حرفه اي تماما" داراي  ضمانت اجرا مي باشد.  مثلا" اگر كسي همنوع خود را در معرض خطر ببيند اما او را آگاه نكند از نظر اخلاق عمومي عملي غيراخلاقي انجام داده است ولي مجازات نمي شود اما اگر يك مهندس برق از مخاطره آميز بودن كاربرد يك سيستم برقي مطلع باشد ولي به بهره بردار اعلام نكند و يا اگر پزشكي به شخصي كه در معرض خونريزي است كمك نكند علاوه برمسئوليت قانوني مستوجب مجازات انتظامي مربوط به نظامنامه حرفه خود نيز مي شود .

6- رعايت اخلاق عمومي بوجود آورنده " كرامت " است اما رعايت اخلاق حرفه اي (خواص) فضليت بوجود مي آورد. كرامت موجب احترام جامعه است اما فضيليت موجب برتري اجتماعي مي باشد. جامعه براي كسي كه به مستمندان كمك مي كند يا ايجاد مزاحمت بصري براي همسايه اش نمي كند احترام قائل مي شود اما براي پزشكي كه پاي بند سوگند پزشكي است و نظام اخلاق حرفه اي را رعايت مي كند و خدمات خود را تمام وكمال انجام مي دهد برتري نسبت به سايرين قائل است و همين برتري (فضيلت حرفه اي) درون جامعه حرفه اي نيز پذيرفته مي شود.

مواردي كه در بالا گفته و شمرده شد بخشي از تفاوت هاي بين اخلاق عمومي و اخلاق خواص (حرفه اي) مي باشد . صرفنظر از تفاوت هاي دو نظام اخلاقي ، هر دوي آنها در امتداد يكديگرند و نه موازي يكديگر، هر دو به پايداري جامعه و امنيت آن كمك مي كند و اخلاق حرفه اي علاوه بر آن ضامن احترام به حرفه و تداوم بقاي آن نيز مي باشد.

قسم نامه هاي حرفه اي و فتوت نامه هايي كه از هزاران و صدها سال پيش بوسيله صاحبان حرفه براي هم حرفه هاي خود و شاغلان به فنون تخصصي تدوين شده اند هريك اسناد اجماع و تعهد اهل يك تخصص به انجام صحيح حرفه خود در قبال :

1- مردم

2- همكاران

3- خويشتن

هستند . مسلما" آن كس كه به خويشتن متعهد باشد به همكاران و مردم نيز متعهد خواهد بود. بالاترين درجه خويش انضباطي در " تعهد به خود"  متجلي مي شود. بنابراين «احترام به خويشتن»[9] اساس احترام به جامعه، احترام به حرفه و احترام به حرفه مندان همتاي خويش مي باشد و كيان و بقاي حرفه در گروي احترام هريك از اعضاي جامعه حرفه اي به خويشتن و حرفه خويش  است. پايان



1- Ethical System

2- Public Morality

3- بخش اعظم و نه تمام آن زيرا پاره اي از نقاط درون دايره قانون وجود دارد كه در دايره اخلاق جائي ندارد، زيرا يا اخلاقاً خنثي است (مثل قوانين ثبتي) يا در مواردي غيراخلاقي است (مثل قوانين  آپارتايد نژادي يا جنسيتي) و امثال آنها.

4- Self Discipline

5- Monitoring

6- Rectification

7- Ethical Professional Conduct

8- اخيرا" گفته مي شود كه نظام هاي متكي بر موازنه «نفع» كارآمدتر و پايدارتر از نظام هاي مبتني بر موازنه «حق» هستند. حق، امري مجازي ، ابهام آميز و مناقشه پذير است در صورتيكه نفع پديده اي عيني تر، محسوس تر و قابل اندازه گيري تر است.

9- Self Respect

 

نظر
افزودن جدید جستجو RSS
ناشناس   |2012-06-25 21:22:41
مقاله بسیارزیبایی است.چه خوب میشوداگر این مبحث ادامه پیدا کند و از چنبه قوانین موچودوکفایت آن
با اخلاق حرفه ای مهندسی مورد بررسی و موشکافی قرار بگیرد.
مستعار   |2012-06-27 01:19:50
جناب بهرام غفاري عزيز و محتشم
با اينكه بر اخلاق سختگيرانه‌ترِ حرفه‌ايِ مهندسين تأكيد
كرده‌ايد از تعارض اصول اين اخلاق با رفتار انتخاباتي‌شان هم بنويسيد. و اين‌كه كجاي اين رفتار
از اخلاق اجتماعي تبعيت مي‌كند يا نمي‌كند.
آيا مي‌شود نوشت؟
ممنون
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
لطفا کد آنتی اسپم نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

آخرین به روز رسانی در سه شنبه 03 مرداد 1391 ساعت 22:49