فرهنگ شفاهي، توهم PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط كامران سليمانيان مقدم   
چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت 15:43

 

فرهنگ شفاهي، توهم

اگر بیاییم و این ارتکابات را زیاد جدی نگیریم دارم تلاش می‌کنم در حد بضاعت و حوصله‌ی یک متنِ در دنیای مجازی، به ریخت‌شناسی عاداتمان بپردازم. در این زمینه کتاب‌های تبارشناسانه‌ی زیادی نوشته شده که مرجع من هم بوده اما شاید تنها تمایزش تأکید بر مواردی خاص و قابل ردیابی‌ست. دلیلشِ مربوط و نامربوطش را هم بگذارید درگیری پیش‌هنگام دوستان برای انتخابات. و اما داستان از این قرار است.

اين را حتمن مي‌دانيد كه تاريخ ما را خودمان ننوشته‌ايم. تاريخ مكتوب ما از صد سال پيش شروع مي‌شود. آنچه در كاوش‌هاي باستان‌شناسي يافت شده به مراتب از نوشته‌هاي تاريخيِ مانده از قرونِ پيش موثق‌تر است. تك آثار مانده از كتب تاريخي پس از اسلام هم به شماره‌ي انگشتان دست نمي‌آيد. اين را يادآوري كردم كه ريشه‌ي فرهنگ و انديشه‌ي شفاهي ما به همين پار و پيرار خلاصه نمي‌شود. پس فعلن زياد نگران نباشيم.

اما ريشه‌ي اين فرهنگ شفاهي از كجاست. ريشه‌ها را با هم مي‌شماريم:

1- گاهي شدت و حدتي كه در كلام شفاهي است با وجه نوشتاري‌اش نابود مي‌شود. اين سواي كاستن لحن خوانش و حركات بدن است. خود كلام است كه چندان عمقي ندارد.

2- كلام مكتوب هميشه مي‌ماند. گاهي خاطره‌ي شنيداري مخاطبين اجازه‌ي انكار را به گوينده مي‌دهد.

3- كلام مكتوب و درست، استدلال مي‌خواهد. مرجع مي‌طلبد. بي‌ربطي منطقي جملات ويرانش مي‌كند. ماندگار است. باعث آبروست. تا انگ بزني يقه‌ات مي‌كنند.

4- فعل نوشتن انگيزه‌اي فراي صحبت و اظهار نظر مي‌خواهد. معمولاً انگيزه‌هايي وراي خودنمايي و ديده شدن دليل نوشتن است. نويسنده از خطيب دردمندتر است.

5- گاهي در نوشته هم مي‌شود ريا كرد اما شفاهيات محل مناسب‌تري براي بي‌اخلاقي‌ست. متون مستهجن مكتوب ما به عدد نمي‌آيد. نوشته عرصه‌ي احترام است.

6- متن مكتوب به تبع نويسنده‌اش سندي است كه نويسنده را به دنبال خودش مي‌كشاند. ببينيد خاطرات به جا مانده از بزرگان اين سرزمين را و مقايسه‌اش كنيد با شخصيت تاريخي آنها. همان يك نامه‌ي عباس ميرزا به پدرش اشك همه را درمي‌آورد.

7- تاول فرهنگ شفاهي در اخلاقيات ما جابه‌جا پيداست. سويه‌ي اصلي كلام من هم به همين مطلب برمي‌گردد. حرفهاي باري‌به‌هرجهتي، خاله‌زنكي، مغرضانه و بي‌ربط و تلخ كه شخصيت خصوصي آدم‌ها را نشانه مي‌رود در يك ذهن مألوف با فرهنگ شفاهي، ايجاد توهم مي‌كند. تازه اين هم هست كه چاپلوسي، بزرگ نمايي خيال‌بافانه و رجز‌خواني‌هاي محفل‌هاي خصوصي به آن دامن مي‌زند. توهم، توهم. البته نبود يك چارچوب عقلاني قابل اتكا هم به اين توهم دامن مي‌زند.

يك ذهن متوهم كه آبشخورش فرهنگ شفاهي‌ست پيشينه هم دارد. عادت توجه به شفاهيات گرفتاري خودش را دارد. توهم هم به همچنين. اما اينها تنها بخشي از ريشه‌ي تئوري توطئه است. اساساً تئوري توطئه منتجه‌ي عدم پاسخگويي‌ست. به نوعي ابزاري براي فرافكني‌ست. ساختن دشمني فرضي براي پوشاندن ضعف‌هاي دروني‌ست. تئوري توطئه مشغوليت است. به تفكر و تحرك جهت مي‌دهد. خيلي زودتر و آسان‌تر قابل سازماندهي‌ست. خود مفهوم توطئه گنگي خاصي به همراه دارد. جذاب است. غرور فروخورده را هم ارضا مي‌كند.

هنوز خيلي دير نشده كه با دروغ اشتباهاتمان را سرپوش بگذاريم. اگر شيرين مي‌شود قسم هم مي‌خورم كه پيرامونم پر از دروغ و توهم و توطئه انديشي و اتهام ا‌ست. بياييد يك دوره، طور ديگري به قضايا نگاه كنيم. دستاوردهایمان را مکتوب کنیم. با اهدافمان بسنجیم و کارهای موقتی قهرمانانه را به حساب توانمندی‌هایمان نگذاریم. آن حرکات تصمیماتی درلحظه و شجاعانه بود. قضاوتِ کارنامه‌ای همیشه تلخ است.

و انگار اين یادداشت فراخوانی شد براي هر صداي مکتومی كه مكتوب است. اگر خودم را جدي بگيرم ،به شما قول مي‌دهم جاي من براي شما محفوظ است.

91/3/30

كامران سليمانيان مقدم

 

نظر
افزودن جدید جستجو RSS
ناشناس   |2012-06-21 05:24:13
به نظر شما سمت سوي خودتان بيش از همه بسوي توهم توطئه نبوده است؟!!!! همه گروهها و تشکل ها ي مخالف
خود را متهم کرديد.
رهگذر  - مراقب باشيم هدف را گم نكنيم   |2012-06-22 04:03:56
اينكه با كار ارزشمند جمعى و فعاليت مناسب اجتماعى، بهتر مى توانيم به اهداف بزرگ و متعالى
برسيم، قاعدتاً نبايد جاى ترديد وجود داشته باشد. علاوه بر اين بايد حواسمان باشد كه هدف را خوب
تعريف كنيم و در طول مسيرِ فعاليتها از هدف اصلى غافل نشويم. اگر هدف، اغراض منِ نوعى باشد كه هدف
حقيرى است. اهداف عاطفى و رفاقتى هم اهداف بلندى نيست، بخصوص كه صرفاً، هدف حضور در عرصه قدرت
باشد. بياييد انصاف را رعايت كنيم و اگر كسى بهتر از ما بود، با خرده گيرى و اتهام، جايگاه او را
نزد ديگران تخريب نكنيم، اينگونه عادات نامطلوب موجب مى شود كه بدترين ها بر سرنوشت ما حاكم شوند
و افراد با تجربه و دانش و دانائى بيشتر از عرصه مديريت حذف شوند.
بيائيم هدف را، بهتر اداره كردن
امور مهندسى استان قرار دهيم و اگر ديگران بهتر مى توانند اداره امور را انجام دهند به انها كمك
كنيم. در هيات مديره يازده نفر مى توانند حضور يابند، نه بيشتر. ولى براى اداره امور همه مى توانند
كمك كنند. اشغال صندلى هاى هيات مديره به خودى خود ارزش ندارد، رساندن مهندسان به جايگاه و شأن
اصلى انهاست كه ارزشمند است. براى نائل شدن به اهداف بزرك بايد بزرگ منشى داشت و لازم است كه
بپذيريم كه توانها و ظرفيتهاى برتر، موجب بزرگى همه مهندسان خواهند شد. هدف من نيستم بلكه هدف
بايد ارتقاى مهندسى باشد تا همه را به مقصد برساند، نه فقط من را به كرسى قدرت. مراقب باشيم با
رفتار خود اهداف بزرگ را تحت الشعاع قرار ندهيم
ناشناس   |2012-06-24 19:49:09
با خواندن این مطلب فهمیدم چرا بعضی ها فقط جیغ وداد به راه می اندازند وبعضی دیگر با صبوری و
متانت جواب می دهند.
سعيدي   |2012-07-01 18:20:28
چه بد بنويسيم و چه خوب، همه نوشته هايمان مشمول قواعدي است كه نويسنده محترم به آن اشاره كرده
است.پس بياييم بجاي درگيري در فضاي متوهم شفاهي ، باهم روي كاغذ درگير شويم كه هم مدنيتراست و هم
براي ديگران امكان قضاوت و استفاده ازآن فراهم است.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
لطفا کد آنتی اسپم نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

آخرین به روز رسانی در جمعه 02 تیر 1391 ساعت 22:54